دفتر هم دفترهای جدید...

اگر یادتان باشد، قول داده بودیم که در سال جدید، قبل از شروع هر کاری، برای خودمان جای بزرگ‌تری دست و پا کنیم. خلاصه که گشتیم و گشتیم تا بالاخره دفتر جدید، خودش را به ما نمایان کرد و ما هم بی برو و برگرد، قبولش کردیم. 

راستش این‌جا هم کاستی‌هایی دارد و آن دفتر ایده‌آل ایده‌آلی که همیشه توی رویاهامان می‌بینیم نیست، اما قطعا نسبت به دفتر کوچک و تاریک قبلی، خیلی خیلی احساس بهتری به ما منتقل می‌کند. 
حالا همه‌ی ما می‌توانیم با خیال راحت، توی نور زیاد و زیر باد کولر کار کنیم و مجبور به تحمل گرما نباشیم. می‌توانیم کلی فضای باز داشته باشیم و روی میزهامان را هرطور که دلمان می‌خواهد تزئین کنیم. می‌توانیم آن طوری که واقعا دلمان می‌خواهد، کار کنیم؛ اگر دوست داشتیم، پشت میز بنشینیم یا کاناپه را انتخاب کنیم یا صندلی‌های دنج آن گوشه موشه‌ها را. می‌توانیم دفترمان را پر از گل و گیاه و وسایل شادی‌آور کنیم و با انرژی بیشتری کارهامان را انجام دهیم. 

خلاصه که کلی ایده برای خوشگل‌سازی دفتر جدید توی ذهنمان داریم که می‌خواهیم آرام آرام عملی‌شان کنیم و باز هم کیف کنیم از این روند آهسته و پیوسته و رو به جلوی خودمان.
قطعا روزی هم می‌رسد که آن رویای همیشگی‌مان به واقعیت تبدیل ‌شود. ما امیدواریم و با هر قدم، روز به روز امیدوارتر هم می‌شویم.

دوباره از نو


باورتان می‌شود که سال ۹۵ هم دارد تمام می‌شود؟ اصلا انگار نه انگار که یک سال گذشت! 

 

بچه که بودیم، زمان آن‌قدر کند می‌گذشت که بعضی وقت‌ها از این‌که ممکن است روزی بزرگ شویم،‌ ناامید می‌شدیم. نمی‌دانیم چه شد که از یک زمانی به بعد، سال‌ها آن‌قدر سریع می‌گذرند که حتی وقتی برای مرور کردن‌شان باقی نمی‌ماند! انگار همه‌ی ما سوار بر بالنی هستیم که هرچه قدر از زمین اوج می‌گیرد و بالاتر می‌رود، همه‌چیز را کوچک‌تر می‌بینیم. انگار هرچه‌قدر که ما بیشتر قد می‌کشیم، سال‌ها هم کوتاه و کوتاه‌تر می‌شوند.

 

سال ۹۵ برای ما پر بود از کارهای نو، سختی، شیرینی و گاهی هم اشتباه و تلخی. کلی دوست جدید پیدا کردیم، پروژه‌های متنوعی انجام دادیم، تیم‌مان را بزرگ‌تر کردیم و از همه مهم‌تر، مهدی گروسیان به عنوان سرمایه‌گذار، همراه ما شد و کمک کرد تا بتوانیم قدم‌های بزرگ‌تری برداریم و سریع‌تر رشد کنیم.

 

در سال پیش رو، می‌خواهیم نوع نگاه‌مان به کارهامان جور دیگری باشد، می‌خواهیم علاوه بر طراحی و برنامه‌نویسی باکیفیت وب‌سایت‌ها، در بخش استراتژی آنلاین و تولید محتوا هم قوی‌تر ظاهر شویم و کمک کنیم تا مشتریان‌مان بهتر از گذشته در فضای دیجیتال دیده شوند. 

علاوه بر این، از آن‌جایی که با اضافه‌ شدن دوستان جدید به تیم‌مان، دفترمان هم حسابی تنگ شده است، یکی از کارهای مهمی که در ابتدای سال ۹۶ انجام خواهیم داد، این است که جایی بزرگ‌تر برای خودمان و هم‌تیمی‌های دیگری که در سال جدید به ما می‌پیوندند، دست و پا کنیم. 

 

راستی امیدواریم از ویدئوی نوروزی‌مان هم لذت برده باشید. ایده‌ و طرح این ویدئو را حسام مطهری عزیز مطرح کرد، بعد با کمک دوست همیشگی‌مان، حامد موسوی، فیلم‌برداری‌‌ را انجام دادیم. تدوین حرفه‌ای و عالی آن هم کار آرش شریف‌کیان عزیز است. و قطعاً اگر همکاری صمیمانه‌ی تک تک بچه‌های تیم نبود، ویدئوی نوروزی‌ای هم در کار نبود.

 

حالا که به پایان آخرین متن سال ۱۳۹۵ رسیده‌ایم، دوست داریم باز هم از همه‌ی بچه‌های تیم، به خاطر همکاری، دوستی، تعهد و اعتمادشان در سالی که گذشت، تشکر کنیم. امیدواریم باز یک سال دیگر، کنار هم باشیم و کارهای بزرگ‌تر و چالش‌برانگیزتری انجام دهیم.

 

و دوباره از نو …

 
Post Image

این شما و این هم دوستان جدید ما

تغییرات استودیو از یک سال و نیم پیش تا این لحظه، آن‌قدر زیاد بوده است که گاهی فکر می‌‌کنیم نه یک سال که سال‌های بیشتری از عمرش گذشته است. 
اولش فقط ۳ نفر بودیم و تمام استودیو یک اتاق ۱۲ متری بود در گوشه‌ای از یک آتلیه‌ی عکاسی. برای شروع، خیلی قدم خوبی بود‌، اما سختی‌های خودش را هم داشت. نیما عمرانی خیلی خوب آن سختی‌ها را به یاد دارد! 

کم کم که اوضاع بهتر شد و شناخته‌تر شدیم و مشتری‌های بیشتری سراغمان آمدند، موفق شدیم جایی کمی بزرگ‌تر برای خودمان دست و پا کنیم و آماده‌ بشویم برای همراهی با هم‌تیمی‌های بیشتر. 

بعدها شدیم ۴ نفر و حالا هم ۲ نفر دیگر به تیم‌مان اضافه شده‌اند، ۲ نفر دوست‌داشتنی و هماهنگ و همراه. 
از حسن آدمی‌نژاد عزیز که به جمع برنامه‌نویس‌های‌ ما اضافه شده است، هرچه بگوییم، کم گفته‌ایم. اصلا شاید بشود گفت که او یکی از خوش‌اخلاق‌ترین و دوست‌داشتنی‌ترین آدم‌های دنیا باشد. آن‌قدر خوب و راحت خودش را با اعضای تیم، شرایط جدید و چالش‌های مختلف هماهنگ می‌کند که قند توی دل همه‌ی ما آب می‌شود و کلی انرژی می‌گیریم برای ادامه‌ی کارها. 
حسام کرامتی عزیز هم آمده است تا در بخش طراحی سایت همراه‌مان باشد. او یک گرافیست و هنرمند واقعی است. از همان نگاه اول می‌شود این را فهمید، از ترکیب خوش‌رنگ و با سلیقه توی لباس پوشیدن و وسایلش گرفته تا تصویرسازی‌ها و ایده‌های خلاقانه‌ و هنری‌اش برای پروژه‌های پیش رو. 

hasan&hesam

تیم‌مان کم‌کم دارد رشد می‌کند و پخته‌تر می‌شود؛ دیگر باید به فکر لباس بزرگ‌تری برایش باشیم. تماشای این رشد کردن و گذشتن از سختی‌ها و بزرگ و بزرگ‌تر شدن، حال‌مان را خیلی خوب می‌کند. انگار استودیو گروسیان فقط استودیو گروسیان نیست، انگار پسربچه‌ای است که دارد آرام آرام قد می‌کشد و قرار است روزی به یک ‌پیرمرد پخته و باتجربه تبدیل شود.

و حالا، تولد یک سالگی مرتضی هشترودی

بالاخره تولد یک سالگی مرتضی هشترودی عزیز هم از راه رسید. اما این‌بار فقط و فقط جشن تولد نداشتیم، بلکه در کنار این‌ یک سالگی کاری، اتفاق خوب دیگری را هم جشن گرفتیم و درواقع با یک تیر، دو نشان زدیم. آن اتفاق خوب هم چیزی نبود جز داماد شدن او. 

ما این جشن‌های کوچک و دورهمی‌های جمع و جورمان را خیلی خیلی دوست داریم، اما گاهی آن‌قدر سرمان شلوغ می‌شود و درگیر کار می‌شویم که فراموش می‌کنیم کمی دورهم بودن و صحبت‌های دوستانه‌ی غیر کاری، چه قدر خوب می‌توانند روی روابط تیمی ما تاثیر بگذارند و باعث شوند که احساس نزدیکی و تعهد بیشتری نسبت به‌هم پیدا کنیم. 
اما تولد مرتضی هشترودی و حس و حال خوبی که بعد از آن به دست آوردیم، باعث شد که دوباره حواس‌مان جمع شود و اصلا به فکر بیفتیم که حتی اگر از مناسبت کاری خاصی هم خبری نبود، خودمان، خود به خود و به بهانه‌های مختلف، کنار هم جمع شویم، گل بگوییم، گل بشنویم و همراه‌تر شویم.



mortezahashtroudi1


مرتضای عزیز، تولدت مبارک.
امیدواریم که سال‌های سال، تو را در کنار خودمان داشته باشیم. 

همکاری همسرانه

همسر بودن و همکار بودن، در عین حال که خیلی شیرین است، جاهایی هم پیش می‌آید که حسابی سخت می‌شود! شیرینی‌اش که معلوم است دیگر، این‌که شما و همسرتان بیرون از خانه هم باز کنار هم هستید و می‌توانید کلی تجربه‌ی جالب و متفاوت و دوست‌داشتنی، خارج از محیط خانه داشته باشید. شناخت خوبی هم که بین‌تان وجود دارد، باعث می‌شود در کار هماهنگ‌تر عمل کنید و از پس انتظارات هم بهتر برآیید. 

اماااا جای سختش هم آن‌جاست که باید بتوانید مرز بین روابط خانوادگی و کاری را خیلی خوب رعایت کنید تا هم دلخوری‌های اشتباه بین‌تان پیش نیاید و هم روند کارها به مشکل برنخورد. 


من و مسعود گروسیان هم یکی از همین زوج‌های همکار هستیم. از ازدواج‌مان چند سالی می‌گذرد، اما سن و سال همکاری‌مان، یک سال و نیم است و اگر راستش را بخواهید، در این مدت، کمتر زمانی پیش آمده است که درگیر آن قسمت سختی بشویم که برایتان گفتم. 

اگر دوست داشته باشید دلیلش را بدانید، باید بگویم که شاید بزرگترین علتش این است که زمانی که در محیط کار به سر می‌بریم، هر لحظه به خودمان یادآور می‌شویم که انتقادها و پیشنهادات کاری‌مان هیچ ربطی به رابطه‌ی همسرانه‌مان ندارد و اگر حتی ناراحتی‌ای بین‌مان پیش بیاید، فقط و فقط به این‌جا و کاری که انجام داده‌ایم ربط دارد، نه به چیزی که هستیم. یکی دیگر از دلایلش هم این است که تمام تلاش‌مان را می‌کنیم که درخواست‌های کاری‌مان را با احترام بسیار زیاد به هم بگوییم و وقتی هم پشت در خانه می‌رسیم، کارمان را همان‌ دم در رها می‌کنیم و برای هم، فقط و فقط می‌شویم همسر. 

البته که گاهی همسری و همکاری را قاطی می‌کنیم و گاهی هم رفتار درستی را که باید، نشان نمی‌دهیم. اما تمام تلاش‌مان را می‌کنیم که این نکته‌ها را همیشه به یاد داشته باشیم و به درست‌ترین شکل، عملی‌شان کنیم.


همکاری همسرانه


راستی، اگر شما هم مثل ما با همسرتان همکار هستید، خیلی خوشحال می‌شویم که از تجربه‌های مشترک‌تان برای‌مان بنویسید و بگویید که شما چه کارهایی را انجام می‌دهید که بتوانید وظایف همسرانه و همکارانه‌تان را به خوبی از هم تفکیک کنید. 

امیدواریم که همیشه موفق باشید و در کنار هم کلی تجربه‌ی لذت‌بخش و فوق‌العاده داشته باشید.

ما هم غُر زدن بلدیم

ماهی که گذشت، ماه شلوغی بود و البته آلوده! کارهای دوست‌داشتنی زیادی برای انجام دادن داشتیم و آلودگی هوا با وجود ضررهای زیادش به جسم و روح‌مان، باز هم نمی‌توانست جلوی کار کردن‌مان را بگیرد. 

از آن‌جایی هم که می‌خواهیم تیم‌مان را بزرگ‌تر کنیم، کلی آگهی استخدام این ور و آن ور گذاشتیم تا شاید هم‌تیمی مورد نظرمان بالاخره با اسب سفید، سر و کله‌اش پیدا شود. به همین خاطر، روزهای زیادی، به جلسات مصاحبه و رد و بدل کردن پیام‌های استخدام گذشت.


حالا که صحبت از استخدام شد، بگذارید کمی برایتان غر بزنیم. راستش در این مدت، ایمیل‌های درخواست همکاری بسیار زیادی به دست‌مان رسیده است، اما گاهی که به حجم زیاد آن‌ها نگاه می‌کنیم و می‌بینیم که از بین صدها ایمیل، تنها به تعداد انگشت‌های دست، رزومه‌های تقریبا قابل قبول وجود دارد و از بین این چندتا هم، شاید یک یا دو نفر از هر نظر مطلوب ما باشند، خیلی تعجب می‌کنیم. 

ما آدم‌های سخت‌گیری نیستیم، اما اکثر رزومه‌ها و نمونه‌کارهایی که می‌بینیم، واقعا ضعیف هستند و معمولا هم دوستان جویای کار، دستمزد نامتناسبی با توانایی خود درخواست می‌کنند.


راستش را بخواهید، گاهی خیلی ناامید می‌شویم! با خودمان می‌گوییم شاید مسئله‌ی اصلی، واقعا نبودن کار نیست، بلکه نبودن نیروی کار درست و حسابی است. شاید بهتر است به جای غر زدن در مورد نبودن کار و سختگیری کارفرماها، روی خودمان تمرکز بیشتری داشته باشیم و توانایی‌های‌مان را تقویت کنیم. شاید بهتر است به جای الکی الکی گذراندن دوره‌های خاص و دانشگاهی، درست کار کردن را یاد بگیریم.


آفریننده‌های کدنویس

برای من که هیچ سر رشته‌ای در برنامه‌نویسی و طراحی وب ندارم، همیشه تصوری که از برنامه نویسی و برنامه نویس‌ها وجود داشت، حالت‌های فضایی و وهمناکی بود که توی فیلمهایی مثل Hackers, Swordfish, Matrix و ... می‌دیدیم! انگشت‌هایی که مثل برق و باد روی دکمه‌‌های کیبورد حرکت می‌کنند و کدهای سبز رنگی که تند و تند و تند، توی یک صفحه‌ی سیاه رنگ بالا می‌روند. نمودارها و اشکال عجیب و غریبی که با صداهایی فضایی و آدم آهنی‌طور روی همان صفحه ظاهر می‌شوند و ناگهان اتفاقی را رقم می‌زنند که دنیا را از این رو به آن رو می‌کند!

ولی این تصورات ادامه‌دار نبودند، بالاخره یک روز دوزاری‌ام افتاد و فهمیدم که تمامشان، فقط و فقط یک اشتباه کودکانه هستند! از وقتی با چند دوست برنامه‌نویس آشنا شدم، فهمیدم که آن‌ها هم مثل همه‌ی ما، آدم‌های معمولی‌ای هستند و هیچ‌وقت مثل یک سوپر انسان کد نمی‌زنند، فهمیدم نرم‌افزارهای کدنویسی (IDE) اصلا آن شکلی که توی فیلم‌ها می‌بینیم نیستند، خبری از سوت‌ها و بوق‌ها و آن صداهای فضایی نیست و همه‌ چیز خیلی خیلی ساده‌تر از این حرف‌هاست. 

البته، به نظرم این سادگی باز هم یک جورهایی عجیب و جالب است. این که یک سری حرف و عدد و کلمات بی معنی، به یک تصویر بی حرکت، جان می‌بخشند و به کار می‌اندازندش، خودش به تنهایی برای به حیرت واداشتن انسانی مثل من که هیچ چیز از این کارها نمی‌داند، کافی است. راستش را بخواهید، به نظرم برنامه نویسی یکی از خارق‌العاده‌ترین مشاغل اختراع شده در طول زندگی بشر است. بودن در کنار چند آفریننده‌ی کدنویس هم یکی از لذت‌بخش‌ترین اتفاقاتی‌ست که در زندگی من رخ داده است.

یک سالگی‌ات مبارک نیما عمرانی

امروز، نیما عمرانی یک ساله شد، البته در استودیو گروسیان!

داشتن یک هم تیمی باهوش، سخت کوش و خوش اخلاق یکی از لذت بخش‌ترین قسمت‌های زندگی کاری همه است. ما هم از اینکه هم تیمی‌ای مثل نیما عمرانی را کنار خودمان داریم، بسیار خوشحالیم و به وجودش افتخار می‌کنیم.

با یک ساله شدن نیما عمرانی، تصمیم گرفتیم که یک سنت جالب را هم در استودیو گروسیان آغاز کنیم. از این به بعد می‌خواهیم با یک ساله شدن هر یک از اعضای تیم، عکسی از آن‌ها را روی یکی از دیوارهای استودیو، به عنوان یادگاری قرار دهیم و بگذاریم این عکس تا همیشه، حتی اگر زمانی، به هر دلیلی، آن فرد دیگر در کنار ما نبود، بر روی دیوار باقی بماند. می‌خواهیم این دیوار پر از عکس کسانی شود که با حضور و کمکشان، عمیق‌ترین تاثیرات را روی تیم و کارهایمان گذاشته‌اند، می‌خواهیم برای همیشه به یادشان و قدردانشان باشیم.

نیمای عزیز،

یک سالگی‌ات مبارک!

امیدواریم سال‌های سال، تو را در کنار خودمان داشته باشیم...

روزهای جلسه‌ای

از این به بعد می‌خواهیم در کنار نوشتن از کارها و پروژه‌های مختلف استودیو، گاهی هم از حال و هوای اعضای تیم برایتان بنویسیم. می‌خواهیم ما را باز هم از نزدیک‌تر ببینید و بشناسید. بیایید با اتفاقات جالب دیروز شروع کنیم.

اصلا روی بعضی از روزها، فقط و فقط باید یک اسم گذاشت: "روزهای جلسه‌ای". دیروز هم برای مسعود گروسیان یکی از این روزهای پر جلسه بود، پر از جلسه و گرم گرم گرم. اما خسته شدن، از این سر تهران به آن سر تهران رفتن، از گرمای شدید پختن و گلو درد به خاطر کلی حرف زدن ارزشش را داشت، چون جلسه‌های دیروز پر از نتایج خوب بودند و در آخر، مسعود گروسیان با یک لبخند رضایت به استودیو برگشت.

اولین جلسه با شرکت صباویژن، بزرگ‌ترین شرکت‌ تبلیغاتی آنلاین ایران بود. ما مدت زیادی است که با شرکت صباویژن همکاری می‌کنیم و تا به حال چند پروژه موفق را با یکدیگر رقم زده‌ایم؛ از بازطراحی سایت صباویژن گرفته تا طراحی کمپین‌های مختلف تبلیغاتی که آخری‌شان کمپین 360 درجه است. در مورد طراحی و اجرای کمپین تبلیغات آنلاین 360 درجه در یک پست دیگر، مفصل خواهیم نوشت. 

جلسه دوم با مشتری خوب دیگرمان، شرکت پاک‌تاب، بزرگترین تولید کننده ظروف IML بود. شرکت پاک‌تاب برای برندهای معروفی مثل کاله، پگاه و بهروز، این ظرف‌های به خصوص را تولید می‌کند. IML ها ظرف‌هایی هستند که لیبل محصولات مختلف یک شرکت، با دستگاهی خاص، روی بدنه‌شان ذوب شده و به خوردشان می‌رود. 

جلسه سوم، جلسه مشاوره با یک مشاور اقتصادی بود. به نظر مسعود گروسیان، کمک گرفتن از مشاور اقتصادی باعث می‌شود که بتواند تصمیم‌های مدیریتی و استراتژیک بهتری بگیرد و قدم‌های درست‌تری بردارد. همچینین مشاور اقتصادی کمک می‌کند که اعضای تیم بتوانند بهتر با یکدیگر همفکری و همکاری کرده و برای رویکردهای جدید استودیو و بالا بردن کیفیت خدمات به مشتریان، بهتر تصمیم گیری کنند. 

جلسه چهارم در مورد بازطراحی یک سرویس معتبر بود. فعلا در حال انجام رایزنی‌ها برای طراحی جدید هستیم و در صورت خوب پیش رفتن همه کارها، به زودی در مورد طراحی این سایت هم برایتان خواهیم نوشت.

جلسه پنجم و آخرین جلسه هم با دوستان خوب پیکسلی‌مان در استودیو پیکسل برگزار شد. در این جلسه در مورد سایت خبری جدیدی که دوستانمان طراحی کرده‌اند، صحبت کردیم و قرار شد از هفته آینده، توسعه Front-end و Back-end این وب سایت را شروع کنیم.

هر هفته‌ی ما، پر از این روزهای جلسه‌ای است. بعضی از جلسه‌ها نتایج خوبی به دنبال ندارند و بعضی‌ها مثل امروز، پر ثمر هستند. منتظر ما باشید تا از جلسات و اتفاقات جالب استودیو گروسیان باز هم برایتان بنویسیم.

دوباره تغییر..

با اینکه نقدا استارت‌آپی شروع نکرده‌ایم و خدمات شفاف و مشخصی در حوزه طراحی سایت و برنامه‌نویسی وب ارائه می‌کنیم، اما شتاب تغییرات‌مان مانند استارت‌آپ‌های نوپا بسیار زیاد است.

تقریبا یک‌ماهی است که دفتر دیگری گرفتیم که بزرگتر است و البته موقعیت جغرافیایی استراتژیک‌تری نسبت به قبل دارد. جنب دانشگاه شریف. این اطراف دوستان خوبی داریم و علاقه‌مندیم همراه با این نزدیکی، فصل جدیدی از همکاری‌ها را با ایشان آغاز نماییم.


تعداد نفرات تیم‌مان به ۴ رسیده‌است، اما همچنان در جستجوی دوستان خوش‌ذوق، باهوش و علاقه‌مند به یادگیری و کار تیمی هستیم. ۱ همین‌جا علاقه‌مندم از این فرصت استفاده کنم و به نمایندگی از دیگر دوستان، از همکار خوب‌مان آقای عمرانی به خاطر پشتکار، همکاری‌ صمیمی‌ و اشتیاق فراوان‌شان به یادگیری تشکر کنم.

بی‌صبرانه منتظریم تا از وب‌سایت جدیدمان که با شخصیت تازه‌ مجموعه هماهنگی بیشتری دارد رونمایی کنیم و یک قدم به شما عزیزان نزدیک‌تر شویم.


---

۱. اگر علاقه‌مند به فعالیت در تیمی پُرکار و پویا هستید، این مطلب را بخوانید.